ای وارث تخت شاه لولاک / ای صاحب امر، این مثواک؟
ای بر سر خلق ظل ممدود / ای هادی دین امام موعود
آیینه ذات کبریایی / مرآت تجلی خدایی
روشنگر جلوه مظاهر / در وحدت مظهری و ظاهر
مفتاح خزاین مطبق / مصباح شریعت هوالحق
همنام نبی خاتمی تو / هم رتبه اسم اعظمی تو
تو شاهد خلوت شهودی / پرورده سایه وجودی
تو حجت دین کردگاری / نوباوه باغ هشت و چاری
هرچند ز دیده ها نهانی / روشن کن بزم این جهانی
ما تشنه تو چشمه حیاتی / ما غرقه، تو کشتی نجاتی
بشتاب که مانده ایم در شست / دریاب که رفته ایم از دست
ای وارث تخت شاه لولاک / ای صاحب امر، این مثواک؟
دیری است که در ره توایم در وا / در مکه و ذی طوا و رضوی
عمری است که ما در اشتیاقت / سوزیم در آتش فراقت
ما خشک زبان به تر زبانی / در وصف تو آب زندگانی
اندر قدم تو جان فشانیم / مپسند که تشنه لب بمانیم
ای چشمه زندگی خدا را / مگذار در آب، تشنه ما را
ما عاشق زار بی قراریم / در راه تو چشم انتظاریم
وقت است که پرده برگشایی / رخسار به عاشقان نمایی
از روی جمیل پرده بگشای / بی پرده جمال خویش بنمای
ماییم و نوای بی نوایی / ای برگ و نوای جان، کجایی؟
ای پایه دینو رکن ایمان / ای راحت روح و رامش جان
ما را به ره تو آه و زاری است / بشتاب کنون که وقت یاری است
ما را به در تو استغاثه است / الغوث که موقع اغاثه است
گشته است جهان ز ظلم لبریز / ای داور دادگر ز جا خیز
در منتظران به عین احسان / بنگر که ز حد گذشت هجران
دریاب به مکرمت سنا را / از وی بپذیر این ثنا را
اکنون که مقام اضطرار است / ما را به دعای ندبه کار است
یارب به حق رسول بطحا / یارب به حق علی و زهرا
یارب به حق دو سبط اکرم / کان پنج تنند اسم اعظم
چشم دل ما به خلوت راز / بر روی امام عصر کن باز
ادعوک بحق من تقرب / عجل فرج الامام یارب
ثواب این عمل قلیل را هدیه میکنم به روح عموی شهیدم ، شهيد موسي شعباني كه پس از 8 سال جنگ در جبهه های حق و تحمل مجروحیت های فراوان عاقبت در سال 1367 در منطقه پاسگاه زید در خاک عراق به مراد دلش رسید و در ذیل پرچم حضرت ابا عبدالله الحسین ، عباس گونه درحالی که دست را مشت کرده و به سمت آسمان برده بود با ذکر یا حسین مرغ روحش به دیدار حضرت محبوبش شتافت . اللهم الحقنی بالصالحین.امین.