حساب ویژه برای برخی از شیعیان از ناحیه ائمه

آورده اند که صاحب کتاب شریف الغدیر سال ها از درد پا رنج می برد و همواره به جهت دعا برای علاج این درد به حضرت امیر(علیه السلام) متوسل می شد، روزی علامه امینی(ره) در حرم امام علی(علیه السلام) جهت درد شدید پا، از حضرت طلب شفای الهی کرد، در همان لحظه شخصی بادیه نشین بدون رعایت آداب مخصوص زیارت و توسل و دعا فرزند فلج خود را به حرم حضرت آورد و با لحنی ساده و بی تکلف به حضرت عرض کرد که « یا علی(علیه السلام) شفای فرزندم را بده که خیلی کار دارم و باید برم»، در همین لحظات و در مقابل چشم همگان، فرزند او شفا یافت و از زمین برخاست و آن مرد بادیه نشین بدون تشکر ساده از امام، حرم را ترک کرد؛ علامه نقل می کند که در این لحظات اندوهی عجیب مرا فراگرفت. به این فکر فرورفتم که این شخص با چه ایمان خالصی با حضرت با این شکل سخن گفت و حاجت اش را گرفت ولی من نتوانستم؛ کلید حل این معما در نیمه های شب بر این عالم بزرگ روشن شد که امام علی(علیه السلام) در عالم خواب به صاحب الغدیر فرمودند که ما برای هر کدام از شیعیان حسابی جداگانه داریم و ما شیعیانی را که در ادای حاجتشان تاخیر می افتد ولی ذره ای از علاقه و ارادت خود نمی کاهند، حسابی خاص باز کرده ایم؛ منظور این بود که اگر امام در آن لحظه حاجت آن بادیه نشین را نمی داد، چه بسا از این درگاه رویگردان می شد، ولی افرادی که معرفت دارند در مرتبه ای دیگر مورد تفقد قرار می گیرند.

حلوا به کسی ده که محبت نچشیده است /

 ما از تو به غیر از تو نخواهیم

یا علی

زن و پيغمبري؟ الله اكبر!

امام سجاد ـ علیه السّلام ـ به زینب مظلومه ـ علیها السّلام ـ فرمود:

«اَنْتِ بِحَمْدِ اللهِ عالِمَهٌ غَیْرُ مُعَلَّمَهٍ وَ فَهِمَهٌ غَیْرُ مَفَهَّمَهٍ»


زینب جان! تو یک عالِمی هستی که معلم ندیدی و یک فهمیده‌ای هستی که کس چیزی یاد تو نداده است.


دلش درياي صدها كهكشان صبر
غمش طوفان صدها آسمان ابر

دو چشم از گريه همچون ابر خسته
ز دست صبر ِزينب، صبر خسته

صدايش رنگ و بويي آشنا داشت
طنين ِموج آيات خدا داشت

زبانش ذوالفقاري صيقلي بود
صدا، آيينه‌ي صوت علي بود

چه گوشي مي‌كند باور شنيدن؟
خروشي اين چنين مردانه از زن

به اين پرسش نخواهد داد پاسخ
مگر انديشه‌ي اهل تناسخ:

حلول روح او، در جسم زينب
علي ديگري با اسم زينب

زني عاشق، زني اينگونه عاشق
زني، پيغمبر ِقرآن ناطق

زني، خون خدايي را پيامبر
زن و پيغمبري؟ الله اكبر!

(مرحوم قيصر امين پور)

امام رضا(ع) :اي پسر شبیب، اگر خواستي بر چیزي گریه كني ...

امام رضا(ع) در روز اول محرم به یكی از یاران خود به نام 'ریان بن شبیب' فرمود: اي پسر شبیب، مردم عرب در زمان جاهلیت جنگ را در ایام محرم حرام مي دانستند؛ ولي این امت احترام این ماه را از بین بردند و حرمت پیامبر(ص) را رعایت نكردند. در این ماه خون ما را حلال دانستند و هتك حرمت ما كردند و فرزندان و زنان ما را اسیر نمودند و سراپرده ما را آتش زدند و اموال ما را غارت كردند و رعایت احترام رسول خدا(ص) را درباره ما ننمودند.

سپس علی بن موسی الرضا(ع) افزودند: همانا روز شهادت حسین(ع)، پلك چشمان ما را مجروح كرد و اشك هاي ما را روان ساخت و دل ما را سوزاند و عزیزما را در زمین كربلا ذلیل كرد و نزد ما محنت و بلا را تا روز جزا به ارث گذارد. پس گریه كنندگان باید بر حسین(ع) بگریند، زیرا كه گریه بر او گناهان بزرگ را از بین مي برد.
اي پسر شبیب، اگر خواستي بر چیزي گریه كني بر حسین بن علي(ع) گریه كن. چه اینكه آن حضرت را كشتند چنانچه گوسفند را مي كشند، و با آن حضرت 18 نفر از اهل بیت او كشته شدند كه روي زمین شبیه و نظیري نداشتند.

آسمان هاي هفتگانه و زمین ها در شهادت آن حضرت گریستند. چهار هزار فرشته روز عاشورا براي نصرت آن حضرت آمده بودند و دیدند حضرت شهید شده است. لذا پریشان و غبار آلود به مجاورت آن قبر مطهر مامور شدند تا حضرت قائم(ع) ظهور كند و از یاران او باشند و شعارشان 'یالثارات الحسین' است.

امام رضا(ع) در پایان فرمودند: اي پسر شبیب، اگر دوست داري كه با ما در درجات عالي بهشت باشي؛ در حزن ما محزون باش و در شادي ما شاد باش؛ و بر تو باد به ولایت ما كه اگر كسي سنگي را دوست داشته باشد خداوند متعال او را با همان سنگ محشور مي كند.

حا ، سین ، یاء و نون ، ندارد اثر چنان !! ترکیب این حروف جدا غم می آورد

بسم الله الرحمن الرحیم

 

هر چه بلا که بر سر عالم می آورد

منت گذاشته سر ما هم می آورد 

ابر بلا اگر که ببارد زیاد و تند

ایوب با وقار دلم کم می آورد 

آیینه ی همند تمامی عاشقان

ارثی که نوح می برد آدم می آورد 

دارد افق وصال مرا جار می زند

دارد مناره ای سر حالم می آورد 

روح القدس به معبد معصوم چشم من

آن را که داده است به مریم می آورد

قدیسه های آه من از حال رفته اند

از بس که کشته های دمادم می آورد

تنها نه فرش می کند او بال خویش را

تابوت گریه های مرا هم می آورد

این آتشی که در شریان های ناحیه است

مثل همیشه اشک مرا دم می آورد

از معجزات نام زلالش یکی همین:

از زیر پای زمزمه زمزم می آورد

حا ، سین ، یاء و نون ، ندارد اثر چنان

ترکیب این حروف جدا غم می آورد

یا حسین ...