خسبیدم و شد کاروان استغفرالله العظیم

طرفی نبستم زین جهان استغفرالله العظیم
خسبیدم و شد کاروان استغفرالله العظیم
عمر عزیزم شد تلف اندر پی آب و علف
کاری نکردم بهر جان استغفرالله العظیم
به ادامه مطلب رجوع نمایید

طرفی نبستم زین جهان استغفرالله العظیم
خسبیدم و شد کاروان استغفرالله العظیم
عمر عزیزم شد تلف اندر پی آب و علف
کاری نکردم بهر جان استغفرالله العظیم
به ادامه مطلب رجوع نمایید
امام سجاد ـ علیه السّلام ـ به زینب مظلومه ـ علیها السّلام ـ فرمود:
«اَنْتِ بِحَمْدِ اللهِ عالِمَهٌ غَیْرُ مُعَلَّمَهٍ وَ فَهِمَهٌ غَیْرُ مَفَهَّمَهٍ»
زینب جان! تو یک عالِمی هستی که معلم ندیدی و یک فهمیدهای هستی که کس چیزی یاد تو نداده است.
دلش درياي صدها كهكشان صبر
غمش طوفان صدها آسمان ابر
دو چشم از گريه همچون ابر خسته
ز دست صبر ِزينب، صبر خسته
صدايش رنگ و بويي آشنا داشت
طنين ِموج آيات خدا داشت
زبانش ذوالفقاري صيقلي بود
صدا، آيينهي صوت علي بود
چه گوشي ميكند باور شنيدن؟
خروشي اين چنين مردانه از زن
به اين پرسش نخواهد داد پاسخ
مگر انديشهي اهل تناسخ:
حلول روح او، در جسم زينب
علي ديگري با اسم زينب
زني عاشق، زني اينگونه عاشق
زني، پيغمبر ِقرآن ناطق
زني، خون خدايي را پيامبر
زن و پيغمبري؟ الله اكبر!
(مرحوم قيصر امين پور)
بسم الله الرحمن الرحیم
هر چه بلا که بر سر عالم می آورد
منت گذاشته سر ما هم می آورد
ابر بلا اگر که ببارد زیاد و تند
ایوب با وقار دلم کم می آورد
آیینه ی همند تمامی عاشقان
ارثی که نوح می برد آدم می آورد
دارد افق وصال مرا جار می زند
دارد مناره ای سر حالم می آورد
روح القدس به معبد معصوم چشم من
آن را که داده است به مریم می آورد
قدیسه های آه من از حال رفته اند
از بس که کشته های دمادم می آورد
تنها نه فرش می کند او بال خویش را
تابوت گریه های مرا هم می آورد
این آتشی که در شریان های ناحیه است
مثل همیشه اشک مرا دم می آورد
از معجزات نام زلالش یکی همین:
از زیر پای زمزمه زمزم می آورد
حا ، سین ، یاء و نون ، ندارد اثر چنان
ترکیب این حروف جدا غم می آورد
یا حسین ...
سائلی بودم شما دادید جا در این سرایم
در میان آشنایان بوده ام نا آشنایی
کرده احسان شما، با آشنایان آشنایم
بر در این خانه از لطف شما دارم سِمَت ها
کاسه لیسم، خاک بوسم، سائلم، عبدم، گدایم
روز اول، عاشقم کردید و دل بردید از من
با عنایات شما، تا روز آخر با شمایم
کرده عمری گردنم عادت به زنجیر محبت
وای اگر فردا کنید از آل پیغمبر رهایم
در مقام گوشه گیری کرده ام سِیری جهان را
گه مدینه، گه نجف، گه سامره، گه کربلا
گاه گِردِ کعبه میگردم
گهی در کاظمینم
گاه در خاک خراسان
آستان بوسِ رضایم
ای کرامت سائل صحن و سرایت یا جواد
ای سلام جود بر جود و عطایت یا جواد
ای که بارد جود، از دست گدایت یا جواد
ای صفای دل، حریم با صفایت یا جواد
ای دوای دردمندان، خاک پایت یا جواد
دوست و دشمن کند مدح و ثنایت یا جواد