تفسیر عبارت وَ لِباسُ التَّقْوى‏ ذلِكَ خَيْرٌ ..."

يَا بَنِي آدَمَ قَدْ أَنزَلْنَا عَلَيْكُمْ لِبَاسًا يُوَارِي سَوْءَاتِكُمْ وَرِيشًا وَلِبَاسُ التَّقْوَىَ ذَلِكَ خَيْرٌ ذَلِكَ مِنْ آيَاتِ اللّهِ لَعَلَّهُمْ يَذَّكَّرُونَ(سوره اعراف/ آیه ۲۶)

اى فرزندان آدم، به يقين بر شما لباسى كه عورت‏هاى شما را بپوشاند و لباسى كه زيب و زيور شما باشد نازل كرديم (مواد اوليه آن را در زمين آفريديم و استعداد تهيه آن را به شما داديم) و البته لباس تقوى بهتر است. اينها از آيات و نشانه‏هاى خداوند (براى مردم) است، باشد كه متذكر شوند(ترجمه مشکینی)

تفسیر عبارت وَ لِباسُ التَّقْوى‏ ذلِكَ خَيْرٌ ..." در تفسیر المیزان: 

در اينجا از ذكر لباس ظاهر و پوشاندن عورت ظاهرى به ذكر لباس باطن و چيزى كه سيئات باطنى را مى‏پوشاند، و آدمى را از شرك و گناه كه باعث رسوايى او است باز مى‏دارد منتقل شده است. آرى، آن تاثر و انفعالى كه از كشف عورت به آدمى دست مى‏دهد در عورت ظاهرى و باطنيش از يك سنخ است، با اين تفاوت كه تاثر از بروز معايب باطنى بيشتر و ناگوارتر و دوامش زيادتر است، زيرا حسابگر آن مردم نيستند، بلكه خداى تعالى است و نتيجه‏اش هم اعراض مردم نيست، بلكه شقاوت و بدبختى دائمى و آتشى است كه به دلها سرايت مى‏كند، و به همين دليل لباس تقوى نيز از لباس ظاهر بهتر است.

فادعو الی بالفرج 

 

علامه طباطبایی در پاسخ به جوان طالب سعادت چه گفت؟

علامه طباطبایی در پاسخ به جوان گناهکار چه گفت؟

 جوانی 22 ساله در سال 55 نامه ای به علامه طباطبایی نوشته و از او راه حلی برای بیرون آمدن از گناه خواسته که علامه نیز به نامه او پاسخ داده است.

نامه جوان به علامه طباطبائی :

بسم الله الرحمن الرحیم

محضر مبارک نخبه الفلاسفه آیه الله العظمی جناب آقای طباطبائی ادام الله عمرکم ماشاءالله

سلام علیکم و رحمة الله و برکاته.

کوتاه سخن آنکه جوانی هستم 22 ساله، ...چنین تشخیص می دهم که تنها ممکن است شما باشید که به این سؤال من پاسخ دهید. در محیط و شرایطی که زندگی می کنم، هوای نفس و آمال و آرزوها بر من تسلط فراوانی دارند و مرا اسیر خود ساخته‌اند و سبب آن شده‌اند که مرا از حرکت به سوی الله، و حرکت در مسیر استعداد خود بازداشته و می‌دارند. درخواستی که از شما دارم، برای من بفرمایید بدانم به چه اعمالی دست بزنم تا بر نفس مسلط شوم و این طلسم شوم را که همگان گرفتار آنند بشکنم و سعادت بر من حکومت کند؟

یادآور می شوم نصیحت نمی خواهم و اِلّا دیگران ادعای نصحیت فراوان دارند. دستورات عملی برای پیروزی لازم دارم. همان گونه که شما در تحصیلات خود در نجف پیش استاد فلسفه داشتید، همان شخصی که تسلط به فلسفه اشراق داشت. (مسموع است).

باز هم خاطرنشان می سازم که نویسنده با خود فکر می کند که شفاهاً موفق به پاسخ این سؤال نمی شود. وانگهی شرم دارم که بیهوده وقت گرانمایه شما را بگیرم. لذا تقاضا دارم پدرانه چنانچه صلاح می دانید و بر این موضوع میتوانید اصالتی قائل شوید مرا کمک کنید. در صورت منفی بودن، به فکر ناقص من لبخند نزنید و مخفیانه نامه را پاره کنید و مرا نیز به حال خود واگذارید. متشکرم.­1355/10/23

پاسخ علامه طباطبائی به این نامه :

بسم الله الرحمن الرحیم

السلام علیکم

برای موفق شدن و رسیدن به منظوری که در پشت ورقه مرقوم داشته اید لازم است همتی برآورده، توبه ای نموده، به مراقبه و محاسبه پردازید. به این نحو که هر روز که طرف صبح از خواب بیدار می شوید قصد جدی کنید که در هر عملی که پیش آید، رضای خدا - عز اسمه - را مراعات خواهم کرد. آن وقت در سر هر کاری که می خواهید انجام دهید، نفع آخرت را منظور خواهید داشت، به طوری که اگر نفع اخروی نداشته باشد انجام نخواهید داد، هر چه باشد. همین حال را تا شب، وقت خواب ادامه خواهید داد و وقت خواب، چهار پنج دقیقه ای در کارهایی که روز انجام داده اید فکر کرده، یکی یکی از نظر خواهید گذرانید. هر کدام مطابق رضای خدا انجام یافته شکری بکنید و هر کدام تخلف شده استغفاری بکنید. این رویّه را هر روز ادامه دهید. این روش اگر چه در بادی حال سخت و در ذائقه نفس تلخ می باشد ولی کلید نجات و رستگاری است و هر شب پیش از خواب اگر توانستید سور مسبحات یعنی سوره حدید و حشر و صف و جمعه و تغابن را بخوانید و اگر نتوانستید تنها سوره حشر را بخوانید و پس از بیست روز از حال اشتغال، حالات خود را برای بنده در نامه بنویسید. ان شاء الله موفق خواهید بود. والسلام علیکم.

محمد حسین طباطبایی

ای عاشقان کوی تو از ذره بیشتر  من کی رسم به وصل تو کز ذره کمترم

آیت الله امجد می فرمودند:

بهترازبهشت

حرم امام رضا (ع)از بهشت بهتر است زیرا در اینجا می توان به جاهایی رسید که در بهشت نمی توان رسید.

طبق روایت (وسائل شیعه ،ج 14،ص 486)هرقدم انسان به سوی زیارت امام حسین (ع)ثواب صدحج مقبول و صدعمره مبرور و صد غزوه با نبی مرسل یا امام عادل دارد و طبق روایت (وسائل ،ج 14،ص 477)زیارت امام حسین (ع)در روز عاشورا ثواب دو هزار حج همراه رسول الله و دو هزارعمره همراه رسول الله و دو هزار غزوه همراه رسول الله (ص)دارد.با این وصف امام جواد(ع)می فرماید: زیارت پدرم علی بن موسی الرضا(ع)از زیارت جدم امام حسین (ع)برتراست .(کافی ، ج4،ص 584)

زیارت امام رضا (ع)

از امام رضا (ع) رسید،که به خدا سوگند،هیچ یک از ما اهل نیست ،مگر آنکه کشته یا شهیدشود.عرض کردند:چه کسی شما را شهید می کند؟فرمودند:که بدترین خلق خدا در زمان من ، مرا به زهر شهید خواهد کرد و دور از یار و دیار در زمین غربت مدفون خواهدساخت. پس هر که مرا در آن غربت زیارت کند،حق تعالی اجرت صد هزار شهید و صدهزار صدیق و صد هزار حج کننده و صدهزار عمره کنند وصد هزار جهاد کننده برای او می نویسد و در زمره ما محشور می شود و در درجات عالیه بهشت،رفیق ماخواهد بود."الافمن زارنی فی غربتی کتب الله عز وجل له اجرمائه الف صدیق ومائه الف حاج ومعتمر ومائه الف مجاهد وحشرفی زمرتنا وجعل فی درجات العلی من الجنه رفیقنا."(من لایحضره الفقیه،ج 2،ص585).

یا ذاکر الذاکرین

فرمایشات آیة الله بهجت (ره)

گفتم كه: الف، گفت: دگر؟ گفتم: هيچ
 درخانه اگر كس است، يك حرف بس است
بارها گفته ام و بار دگر مى گويم:
«كسى كه بداند هر كه خدا را ياد كند، خدا همنشين اوست، احتياج به هيچ وعظى ندارد؛ مى داند چه بايد بكند و چه بايد نكند؛ مى داند كه آنچه را كه مى داند، بايد انجام دهد، و در آنچه كه نمى داند، بايد احتياط كند.»

 

کاسه لیسم، خاک بوسم، سائلم، عبدم، گدایم

من نگویم از شمایم، لیک عمری با شمایم

سائلی بودم شما دادید جا در این سرایم

در میان آشنایان بوده ام نا آشنایی

کرده احسان شما، با آشنایان آشنایم

بر در این خانه از لطف شما دارم سِمَت ها

کاسه لیسم، خاک بوسم، سائلم، عبدم، گدایم

روز اول، عاشقم کردید و دل بردید از من

با عنایات شما، تا روز آخر با شمایم

کرده عمری گردنم عادت به زنجیر محبت

وای اگر فردا کنید از آل پیغمبر رهایم

در مقام گوشه گیری کرده ام سِیری جهان را

گه مدینه، گه نجف، گه سامره، گه کربلا

گاه گِردِ کعبه میگردم

گهی در کاظمینم

گاه در خاک خراسان

آستان بوسِ رضایم

ای کرامت سائل صحن و سرایت یا جواد

ای سلام جود بر جود و عطایت یا جواد

ای که بارد جود، از دست گدایت یا جواد

ای صفای دل، حریم با صفایت یا جواد

ای دوای دردمندان، خاک پایت یا جواد

دوست و دشمن کند مدح و ثنایت یا جواد

 

دلی نماندکه خانه کنم برای تو / ویران نشین شدم به ویرانه ام بیا

قلب مومن : عرش الهی

در روایتی آمده است که حضرت داوود (علیه سلام)در مناجات با خدا عرض کرد:

خدایا! از برای هر پادشاهی خزانه ای است . پس خزانه ی تو کجاست؟

خطاب شد : برای من خزائنی است عظیم تر از عرش،وسیع تر از کرسی، پاکتر از بهشت و زیبا تر از ملکوت. زمینش معرفت، آسمانش ایمان ، خورشیدش شوق،ماهش محبت، ستاره هایش خواطر(یعنی آنچه در دل گذرد)، ابرهایش عقل ، بارانش رحمت ، درخت هایش طاعت و میوه اش حکمت است و از برای آن چهار رکن است: رکن اول توکل،رکن دوم تفکر،رکن سوم انس با پروردگار و رکن چهارم علم،حکمت ،صبر و رضا. آگاه باش که آن دل است زیرا برای دل اسرار عجیب و احوال متفاوتی است و در انسان عضوی شریفتر از آن نیست

رسول خدا (صلی الله علیه و آله)فرمودند : به درستی که در بدن انسان تکه گوشتی است که اگر پاک و صالح شد، سایر بدن نیز صالح و پاکیزه می شود ولی اگه فاسد شد ، بدن هم فاسد می شود. بدان که آن دل است و سرّی بزرگتر از سرّ دل نیست

دلی نماندکه خانه کنم برای تو / ویران نشین شدم به ویرانه ام بیا