لحظه به لحظه المستغیث و بک یا صاحب الزمان رو بگیم

... به یه عزیزی متوسل باشیم که اون فوق به همه جهانه.پناه ببریم به اون کسیکه شیطان از او میترسه.یعنی شیطان در تحت اختیار اوست.و او در این زمان ،وجود مقدسه امامه عصره.بله امام عصر(سلام الله علیه)دارای چنین قدرتیست که خدا بهش داده وحجت خداست ولی خداست.هر صبح شام ، وقت و بی وقت،لحظه به لحظه المستغیث و بک یا صاحب الزمان رو بگیم،و به حضرت پناه ببریم،تا بتونیم از شر این دشمن قوی در پناه خدا باشیم.وگرنه هرکسی که هستی بدون از هر راهی که شده گمراهت میکنه.

صبح از خونت میخوای بیای بیرون زیارت شریف آل یاسین رو بخوان.و همیشه سلام بده . بدون که آقا از یاد ما غافل نیست.بدان که اسلام،سلام رو مستحب کرده، اما جوابش رو واجب کرده .هر آن هر وقت  سلام کردی مطمئن باش که جواب میدن.و هر روز به اون حضرت استغاثه کن،که خودتو ایمانت رو ؛این رو بسپار به آقا که از شر شیطان،و شیطانهای جنی و انسی نگهت داره.
اون زمانیکه امام (علیه السلام ) فرمود که:ایمان نگه داشتن از آتش سرخ کفه دست مشکل تره ،به طور قطع و یقین امروزه. پس بنابر این جزء اینکه ما خودمون رو به گرداننده ی این عالم هستی ؛ وجود مقدس حضرت بقیة الله بسپاریم ، و خودمون رو در پناه اون حضرت قرار بدیم،و استغاثه کنیم که آقا مارو حفظ کنه،هیچ راهه چاره دیگه ای نداریم....

متن کامل در ادامه مطلب

ادامه نوشته

تو چه میفهمی استاد کیه؟ !!!

سئوال از محضر حضرت آیت الله امجد حفظهم الله :

اینکه سیروسلوک به همراه استاد می تواند باشد را توضیح دهید؟

استاد کو؟ تو مطابق علمت عمل می کنی یا نه؟ نه !  به 124هزار پیغمبر مطابق  علمت عمل بکنی به آنجا می رسی  به این حضرت معصومه

 بی بی ملک و ملکوت ، شفیعه محشر ،  کریمه اهل بیت و خاتون دنیا و آخرت که اینقدر مقام  دارد که بتواند بیاید در جهنم همه را بیرون کند اگر ما خلاف نکیم بدانجا می رسیم ، دنده عقب نزنیم طبق رساله عمل بکنیم می رسیم .تو چه میفهمی استاد کیه؟ اینطور نیست که  بلند شوی  بروی در بیابان دنبال استاد بگردی اگر کسی روی هوا رفت استاد است؟ اگر کسی غیب گفت استاد است؟ ها؟ این شیطان است تو چه می فهمی استاد کیه ؟ به علمت عمل کن آن می شود استادت در و دیوار می شود استادت .

امام باقر (عليه‌ السلام):
مَنْ أحْیا لَیْلَةَ القَدْرِ غُفِرَتْ لَهُ ذُنوبُهُ ولَوْ کانَتْ ذُنوبُهُ عَدَدَ نُجُومِ السَّماءِ ومَثاقِیلَ الجِبالِ ومَکایِیلَ البِحارِ.
کسی که شب قدر را زنده دارد، گناهانش آمرزیده شود، گر چه به عدد ستارگان آسمان و سنگینی کوه‌ها و وسعت دریاها باشد.

وسائل الشیعه، ج 8، ص 21

دیوانه تو هر دو جهان را چه کند


آنکس که تورا شناخت خود را چه کند//////// فرزند و عیال و خانمان را چه کند

دیوانه کنی ، هردو جهانش بخشی؟!//////// دیوانه تو هر دو جهان را چه کند؟


ضیافت الله مبارک

شخصی به نام شیخ غلامرضا کسائی ، خادم مدرسه علمیه در تبریز بود ، و اخلاقی بسیار نیک نسبت به طلاب داشت و انسان وارسته ای بود و صادقانه برای سربازان امام زمان علیه السلام خدمت می کرد .

یکی از طلبه ها گفت : شبی از اتاق بیرون آمدم و دیدم اتاق کوچک این خادم چنان نوری دارد که روشنایی آن ، غیر از نورهای عادی است !جلو رفتم و فهمیدم با شخصی در حال سخن گفتن است !صدای خادم را می شنیدم اما صدای طرف مقابل را نمی شنیدم .

بعد از مدتی نور تمام شد ! جلو رفتم و در زدم .

خادم پرسید : چکارداری ؟

گفتم : چه کسی اینجا بود ؟

چیزی نگفت .

گفتم : یا ماجرا را بگو یا فریاد می زنم و همه طلاب مدرسه را خبر می کنم ! کمی فکر کرد و با آنکه خیلی کم حرف بود ، گفت : می گویم ولی قول بده که تا روز جمعه چیزی از این ماجرا به کسی نگویی . من قول دادم .

آنگاه گفت : در روز جمعه یکی از ابدال می میرد و حضت ولی عصر علیه السلام به من فرمودند که می خواهیم تو را به جای او قرار دهیم! روز جمعه آماده باش !

این طلبه گفت : آن شب ، شب چهارشنبه بود . روز چهارشنبه و پنجشنبه مراقب او بودم ، دیدم بسیار عادی رفتار کرد تا اینکه جمعه شد .

از طلوع فجر بطور جدی مراقبش بودم .

دیدم باز هم کارهایش عادی و معمولی است .

ساعت ده صبح لباسها و کفش هایش را شست ، سپس وضو گرفت ، و نزدیک ظهر دفعتا غیب شد .

من ناگهان فریاد زدم و همه طلبه ها جمع شدند . گفتم : شیخ غلامرضا چه شد ؟

گفتند : حتما بیرون رفته و بر می گردد !

گفتم : نه ! بلکه او رفت که رفت ! سپس ماجرا را بیان کردم !

(حدیث وصال ص 120 )

(نقل از سایت مرحوم آیت الله بهجت)

ملاك استفاده است!

آیت الله امجد می فرمایند:

اگر انسان در درون خود به دنبال هدايت و سعادت و معرفت باشد حتي يك شعر و يك نكته از يك مرد الهي مي­تواند او را به سعادت برساند. اما اگر شخصي به طالب حق و حقيقت نباشد حتي اگر صبح تا شب هم ملازم اولياي الهي باشد، هيچ تاثير مثبتي نمي­گيرد و حتي ممكن است بدتر هم بشود! ملاك استفاده است!

خسبیدم و شد کاروان استغفرالله العظیم

طرفی نبستم زین جهان استغفرالله العظیم

خسبیدم و شد کاروان استغفرالله العظیم

عمر عزیزم شد تلف اندر پی آب و علف

کاری نکردم بهر جان استغفرالله العظیم

به ادامه مطلب رجوع نمایید

ادامه نوشته

راهکارهای از بین بردن شیرینی گناه

راهکارهای از بین بردن شیرینی گناه

 

همان گونه که اعمال صالح و نیکوی انسان به واسطه برخی گناهان حبط و تباه می شود، بعضی از اعمال نیک نیز سبب تکفیر و از بین رفتن گناهان می گردد. در قرآن و روایات راه‏ها و مصادیق فراوانی که موجب از بین رفتن گناه و آثار و عوارض آن، بلکه تبدیل سیئات به حسنات شده است. از مجموع آن‏ها این مطلب به دست می آید که ایمان و عمل صالح و توبه و ترک گناهان کبیره، مطمئن‏ترین راه از بین بردن گناهان گذشته و جلب محبّت الهی است. در ذیل به برخی از آن‏ها اشاره می شود...(به ادامه مطلب مراجعه کنید)
 
(بر گرفته از سایت غنی راسخون:www.rasekhoon.net)

 

ادامه نوشته

دعاي پرسوز پيامبر در سحرگاه

ازحضرت صادق عليه السلام روايت شده‌كه رسول خدا در شبي‌كه مخصوص به ام سلمه (يكي از همسران وي) بود در خانه او بودند. او در اثناي شب پيامبر را نديد؛ از اين رو ناراحت شد و در اطراف خانه به جستجوي وي پرداخت تا سرانجام پيامبر را ديد كه در گوشه‌اي از بيت ايستاده دست‌ها را بلند كرده گريه مي‌كند و مي‌گويد:


اللهم لا تنزع منّي صالح ما اعطيتني ابداً اللهم و لاتكلني الي نفسي طرفة عين ابداً اللهم لا تشمت بي عدوّاً و لاحاسداً ابداً اللهم لا تردّني في سوء استنقذتني منه ابداً


بار خدايا! آنچه ازشايستگي‌ها به من عطاكردي ازمن مگير. بارخدايا! مرا حتي به اندازه چشم بر هم زدني به خودم وامگذار. بارخدايا! دشمن يا حسدبرنده‌اي را به شماتت و سرزنش من وامدار. بارخدايا! مرا به سوء و بدي كه از آن نجاتم دادي و رهاندي بازمگردان.


ام سلمه به كناري رفت و شروع به گريه و زاري كرد به طوري كه پيامبر صلي الله عليه و آله به سراغ او رفت و فرمود: «چرا گريه مي‌كني؟» مي‌گويد: عرض كردم: «پدرم و مادرم فداي تو! چگونه نگريم در حالي كه تو با آن مكاني كه از سوي خدا داري كه تَرك اولاي گذشته و آينده تو را بخشيده، از خدا درخواست مي‌كني كه هرگز دشمن يا حسودي تو را شماتت نكند را به ناراحتي و نگراني‌اي كه از آن نجاتت داده، بر نگرداند و آن شايستگي‌ها كه به تو عطا كرده از تو نگيرد و اينكه هرگز تو را حتي به اندازه يك چشم بر هم زدن به نفس خودت وا مگذارد.
فرمود:
اي امّ سلمه: و ما يومنني و انما وكل الله يونس بن متي الي نفسه طرفة عين فكان منه ما كان
چه چيز مرا ايمن گردانيده است حال آنكه خداوند به يك چشم بر هم زدن، يونس را رها كرده و به خود واگذاشت؛ پس، از او صادر شد آنچه كه صادر گرديد.
هر يك از اين چهار فقره دعاي پيامبر بزرگوار كه در دل شب انشا كرده و با خدا زمزمه مي‌نموده‌اند بسيار قابل توجه است و براي يك انسان عارف به خدا، بسيار ارزنده و سازنده مي‌باشد به ويژه جملة دوم: «اللهم و لا تكلني الي نفسي طرفة عين ابداً»، اين جمله را همواره به خاطر داشته باشيم و از آن روزي بترسيم كه خداوند ما را به حال خود رها كند كه به تحقيق راه انسان در آن روز جز به سوي دوزخ نخواهد بود.

برگرفته از كتاب « سيري گذرا در سيره رسول الله (ص)» اثر حضرت آيت الله كريمي جهرمي

چه كنيم تا آدم شويم ...

 

پرسشها و پاسخهاي آيت الله امجد

چه كنيم تا آدم شويم و امراض قلبى‏مان درمان شود؟  

همين كه آدم در تجليات الهى باشد، مى‏شود آدم. ولى ما دست از دنيا نمى‏كشيم. اين مانع آدم شدن است. آدم شدن يعنى بندگى خدا! اينكه در فكر بندگى خدا باشيم. بايد فكر كنيم; يا بنده هستيم يا نيستيم، اگر بنده هستيم بندگى كنيم; اين مى‏شود "آدميت" ولى آن مقاماتى كه تجليات اسماء الهى است، البته خدا بايد لطف و نظر كند و... .

قوام شما به خداست!!!

 پرسشها و پاسخهاي آيت الله امجد

بعد عملى حب الهى داشتن چگونه ممكن است ؟

خدا دوستت دارد تو هم خدا را دوست دارى. اشتباه نكن !

از خدا بيشتر هيچ كس را دوست ندارى، منتها اين را بايد بفهمى، بفهمى كه خدا دوستت دارد و شما خدا را دوست دارى . چرا؟ چون قوام شما به خداست .

بهاي بهشت در نگاه طلبه شهيد

به نقل از حوزه نيوز

«جز تذکري که نمي‌دانم لياقت آن را دارم يا نه، سخني ندارم و آن اين است که علم را خوب تحصيل کنيد و عمل خود را خوب تهذيب کنيد و آنچه اهميت دارد عمل است که بهشت را به ما کنتم تعملون مي دهند نه به ما کنتم تعلمون.»

مختصري از زندگي نامه در ادامه مطلب

ادامه نوشته

حساب ویژه برای برخی از شیعیان از ناحیه ائمه

آورده اند که صاحب کتاب شریف الغدیر سال ها از درد پا رنج می برد و همواره به جهت دعا برای علاج این درد به حضرت امیر(علیه السلام) متوسل می شد، روزی علامه امینی(ره) در حرم امام علی(علیه السلام) جهت درد شدید پا، از حضرت طلب شفای الهی کرد، در همان لحظه شخصی بادیه نشین بدون رعایت آداب مخصوص زیارت و توسل و دعا فرزند فلج خود را به حرم حضرت آورد و با لحنی ساده و بی تکلف به حضرت عرض کرد که « یا علی(علیه السلام) شفای فرزندم را بده که خیلی کار دارم و باید برم»، در همین لحظات و در مقابل چشم همگان، فرزند او شفا یافت و از زمین برخاست و آن مرد بادیه نشین بدون تشکر ساده از امام، حرم را ترک کرد؛ علامه نقل می کند که در این لحظات اندوهی عجیب مرا فراگرفت. به این فکر فرورفتم که این شخص با چه ایمان خالصی با حضرت با این شکل سخن گفت و حاجت اش را گرفت ولی من نتوانستم؛ کلید حل این معما در نیمه های شب بر این عالم بزرگ روشن شد که امام علی(علیه السلام) در عالم خواب به صاحب الغدیر فرمودند که ما برای هر کدام از شیعیان حسابی جداگانه داریم و ما شیعیانی را که در ادای حاجتشان تاخیر می افتد ولی ذره ای از علاقه و ارادت خود نمی کاهند، حسابی خاص باز کرده ایم؛ منظور این بود که اگر امام در آن لحظه حاجت آن بادیه نشین را نمی داد، چه بسا از این درگاه رویگردان می شد، ولی افرادی که معرفت دارند در مرتبه ای دیگر مورد تفقد قرار می گیرند.

حلوا به کسی ده که محبت نچشیده است /

 ما از تو به غیر از تو نخواهیم

یا علی

دلی نماندکه خانه کنم برای تو / ویران نشین شدم به ویرانه ام بیا

قلب مومن : عرش الهی

در روایتی آمده است که حضرت داوود (علیه سلام)در مناجات با خدا عرض کرد:

خدایا! از برای هر پادشاهی خزانه ای است . پس خزانه ی تو کجاست؟

خطاب شد : برای من خزائنی است عظیم تر از عرش،وسیع تر از کرسی، پاکتر از بهشت و زیبا تر از ملکوت. زمینش معرفت، آسمانش ایمان ، خورشیدش شوق،ماهش محبت، ستاره هایش خواطر(یعنی آنچه در دل گذرد)، ابرهایش عقل ، بارانش رحمت ، درخت هایش طاعت و میوه اش حکمت است و از برای آن چهار رکن است: رکن اول توکل،رکن دوم تفکر،رکن سوم انس با پروردگار و رکن چهارم علم،حکمت ،صبر و رضا. آگاه باش که آن دل است زیرا برای دل اسرار عجیب و احوال متفاوتی است و در انسان عضوی شریفتر از آن نیست

رسول خدا (صلی الله علیه و آله)فرمودند : به درستی که در بدن انسان تکه گوشتی است که اگر پاک و صالح شد، سایر بدن نیز صالح و پاکیزه می شود ولی اگه فاسد شد ، بدن هم فاسد می شود. بدان که آن دل است و سرّی بزرگتر از سرّ دل نیست

دلی نماندکه خانه کنم برای تو / ویران نشین شدم به ویرانه ام بیا

ای خدایی که وقتی حلقه‌های بلا به هم گره می‌خورد...

 
بیاناتی از حجت الاسلام و المسلمین صدیقی

مرحوم آیت الله سید مرتضی کشمیری از عرفای به نامی است که بزرگان او را قبول داشته و کراماتی از او نقل کرده اند؛ ایشان از وجود نازنین امام زمان یک دعایی را شنیده و نقل می‌کند که حضرت به من فرمودند؛ هر وقت به بن‌بست رسیدی این دعا را بخوان : «یا مَن إذا تضایقتِ الأمورُ فَتحَ لها باباً لم تَذهَب الیه الأوهامُ صَلِّ على محمد و آل محمد و افتح لأموریَ المتضایقةِ باباً لم یَذهَب الیه وَهمٌ یا ارحم الراحمین».

 در این دعا بر خداوند عرضه می‌داریم: « ای خدایی که وقتی حلقه‌های بلا به هم گره می‌خورد و انسان را در فشار قرار می‌دهد ؛ در این زمان دری را به روی بندگان باز می‌کند که فکر و وهم بشر هم به آن جا نمی رسید. خدایا صلوات خود را بر محمد و آل محمد نازل فرما و مرا که در بن بست گیر کرده ام، تو خودت راهی برایم باز کن که به عقل من نمی رسد».

الهی من ذالذی ذاق حلاوه محبتک فرام منک بدلا ؟

 

روزی طالب معرفتی از جناب علامه حسن زاده آملی در خواست نصیحتی کردند.ایشان با جملاتی قریب به این مضمون فرمودند:

" وقتی رفتید نزد خدا ،پیشش بمانید، برنگردید"

آری اینقدر نگوییم مهمانی تمام شد و سفره جمع می شه. سفره کریم همیشه پهنه.این میزبان هیچ وقت مهمانش رو بیرون نمیکنه. اون اصلا از ما دعوت می کند در این ماه تا چند تا چشمه از مهمون نوازیش رو نشون بده که دلمون گیرش بشه و پیشش بمونیم .

از خدا بخواهیم توفیق بده همیشه پیشش بمونیم .

" الهی من ذالذی ذاق حلاوه محبتک فرام منک بدلا "  خدایا کیست که مزه محبت تو را چشیده سپس جایگزینی برای آن بخواهد؟؟؟ فرازی از مناجات محبین از امام سجاد (علیه السلام)(مفاتیح الجنان " مناجات خمس عشر)

فادعو الی بالفرج

 

امشب شما را به خدا نمي‌سپارم !!

حضرت آيت الله امجد در یکی از شبهای قدر در جمله خداحافظي خطاب به شب زنده داران فرمودند: امشب شما را به خدا نمي‌سپارم !! بلكه "خدا را به شما مي‌سپارم".

 آيا مواظب خدايمان هستیم...؟