دخت بزرگوار رسول خدا صلى‏الله‏عليه‏و‏آله آن‏گاه كه در مسجد مدينه در حمايت از حقّ خاندان پيامبر صلى‏الله‏عليه‏و‏آله خطبه خواندند، بعد از حمد و ثناى الهى براى اينكه مردم بخوبى موقعيّت نَسَبى ايشان را به ياد آورند، مطابق آنچه مرسوم بود، پدر خويش را معرّفى مى‏كنند و در اين معرّفى، از آيات قرآن استمداد مى‏جويند. به اين ترتيب حاضران ابتدا گوينده را به خوبى خواهند شناخت، آن‏گاه به سخنان او گوش فرا مى‏دهند.

اَيُّها النّاس اِعلَموا اَنّى فاطمةُ و اَبى محمّد صلى‏الله‏عليه‏و‏آله اَقولُ عوداً وَ بَدْأً وَ لا اَقولُ ما اَقول غَلَطاً وَ لا اَفعل ما افعَلُ شَططاً. «لَقَد جاءَكُم رَسولٌ من اَنْفُسِكُم عَزيزٌ عليه ما عَنِتُّم حَريصٌ عَليكُم بِالمؤمِنينَ رَءُوفٌ رَحيم(1)» فَاِن تُعْزُوهُ و تَعْرِفوهُ تَجدُوه اَبى دونَ نسائِكم و اَخا ابن عمّى دون رجالكم و لَنِعْم الْمَعْزىُّ اليه صلى‏الله‏عليه‏و‏آله .(2)

اين مردم! بدانيد من فاطمه‏ام و پدرم محمّد است كه صلوات و درود خدا بر او و خاندانش باد. آنچه مى‏گويم آغاز و انجامش يكى است و هرگز ضدّ و نقيض در آن راه ندارد و آنچه را مى‏گويم، غلط نمى‏گويم و در اعمالم راه خطا نمى‏پويم. «پيامبرى از ميان شما برخاست و به سوى شما آمد كه از رنج‏هاى شما رنج مى‏برد و به هدايت شما علاقه‏ى وافر داشت و نسبت به مؤمنان مهربان و رحيم بود». هرگاه نَسَب او را بجوييد، مى‏بينيد او پدر من بوده است، نه پدر زنان شما! و برادر پسر عموى من بوده است، نه برادر مردان شما و چه پرافتخار است اين نسب. درود خدا بر او و خاندانش باد.»