الهی به جان خراباتیان
الهی به مستان میخانه ات
به عقل آفرینان دیوانه ات
به نور دل صبح خیزان عشق
زشادی به اندوه گریزان عشق
به رندان سرمست آگاه دل
که هر گز نرفتند جز راه
به مستان افتاده در پای خم
به رندان پیمانه پیمای خم
به شام غریبان ،به جام صبوح
کز ایشان بودروز وشب را فتوح
که خاکم گل از آب انگور کن
هوسهای من آتش طور کن
به خمخانه وحد تم راه ده
دل زنده و جان آگاه ده
الهی به آنان که در تو گمند
نهان از دل و دیده مردمند
می ده که چون ریزمش در سبو
برآرد سبو از دل آواز هو
از آن می که در دل چو منزل کند
بدن را فروزانتراز دل کند
جهان منزل راحت اندیش نیست
ازل تا ابد یک نفس بیش نیست
می معنی افروز و صورت گداز
همه گشته معجون ناز ونیاز
پریشان دماغیم ساقی کجاست
شرابی زشب مانده باقی کجاست
می کو مرا وا رهاند زمن
زآئین کیفیت ما ومن
دماغم زمیخانه بوئی شنید
حذرکن که دیوانه هوئی شنید
مغنی نوای طرب ساز کن
دلم تنگ شد مطرب آواز کن
به میخانه آی و صفا را ببین
ببین خویش را و خدا را ببین
تو در حلقه می پرستان در آی
که چیزی نبینی به غیر از خدای
بزن هر چه هواهیم پا به سر
سر مست از پا ندارد خبر
الهی به جان خراباتیان
کز این محنت هستیم وارهان
شاعر:رضی الدین آرتیمانی
فادعو الی بالفرج
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
ثواب این عمل قلیل را هدیه میکنم به روح عموی شهیدم ، شهيد موسي شعباني كه پس از 8 سال جنگ در جبهه های حق و تحمل مجروحیت های فراوان عاقبت در سال 1367 در منطقه پاسگاه زید در خاک عراق به مراد دلش رسید و در ذیل پرچم حضرت ابا عبدالله الحسین ، عباس گونه درحالی که دست را مشت کرده و به سمت آسمان برده بود با ذکر یا حسین مرغ روحش به دیدار حضرت محبوبش شتافت . اللهم الحقنی بالصالحین.امین.