خسبیدم و شد کاروان استغفرالله العظیم
زین پس مگر سودی کنم تدبیر بهبودی کنم
بگذشتها خود شد زیان استغفرالله العظیم
بیحد گناهان کردهام بس جور و طغیان کردهام
زین جرمهای بیکران استغفرالله العظیم
با این و آن گشتم بسی بردم بسر با هر کسی
طرفی نبستم زین و آن استغفرالله العظیم
هرچند جویم من کنار زین عالم ناپایدار
تقدیرم آرد در میان استغفرالله العظیم
هی هی نمیدانم چرا افتادم اندر این بلا
این نکته شد بر من نهان استغفرالله العظیم
جان میرود سوی علا تن میرود سوی بلا
از امتزاج این و آن استغفرالله العظیم
گاهی رهم دنیی زند گه سدرهٔ عقبی شود
هم زینجهان هم زآن جهان استغفرالله العظیم
هر دم شوم نا دم دگر گیرم گناهانرا زسر
یا رب انت المستعان استغفرالله العظیم
از بس زدم بر توبه سنگ شد توبه من عار و ننگ
از اصل جرم و جبر آن استغفرالله العظیم
از بس زدم بر توبه راه شد توبه بدتر از گناه
هر دم هم از این هم ز آن استغفرالله العظیم
زین عقدهای سست و مست زین توبهای نادرست
لحظه بلحظه آن به آن استغفرالله العظیم
ده بار و صد بار و هزار ای فیض کم باشد بیار
هر دم جهان اندر جهان استغفرالله العظیم
(فیض کاشانی)
ثواب این عمل قلیل را هدیه میکنم به روح عموی شهیدم ، شهيد موسي شعباني كه پس از 8 سال جنگ در جبهه های حق و تحمل مجروحیت های فراوان عاقبت در سال 1367 در منطقه پاسگاه زید در خاک عراق به مراد دلش رسید و در ذیل پرچم حضرت ابا عبدالله الحسین ، عباس گونه درحالی که دست را مشت کرده و به سمت آسمان برده بود با ذکر یا حسین مرغ روحش به دیدار حضرت محبوبش شتافت . اللهم الحقنی بالصالحین.امین.