...الا مودة في القربي
آجرك الله يا صاحب الزمان
طبق رواياتى كه شيعه و سنى نقل كردهاند، هنگامى كه رسول خدا صلى الله عليه وآله از مردم درخواست كرد تا قلم و دواتى بياورند تا كتابى براى عموم بنويسد كه مردم هرگز گمراه نشوند، خليفه دوم مانع شد و پيامآور خدا را به هذيان گوئى متهم كرد.
اما چرا پس از خروج مردم و تا چند روز بعد از اين قضيه ، آن حضرت وصيتنامه را ننوشتند؟
شيعه و سنى نقل كردهاند كه برخى از اصحاب كه موافق نوشتن اين وصيتنامه عمومى بودند، بعد از خروج اهانت كنندگان خدمت رسول خدا صلى الله عليه وآله عرض كردند كه آيا كاغذ بياوريم تا آن كتاب را بنويسيد؟ رسول خدا در جواب فرمود: آيا بعد از اين كه اين سخن را گفتيد؟ يعنى بعد از آن كه مرا متهم به هذيانگوئى كرديد، بنويسم؟
در حقيقت حتى اگر رسول خدا اين وصيتنامه را مىنوشتند، بازهم گروه مخالف نمىپذيرفت و نوشتن وصيتنامه هيچ اثرى نداشت؛ چرا كه مىگفتند پيامبر خدا اين مطلب را در زمانى نوشته است كه دچار هذيانگوئى شده بود و هذيانهاى او (چه در سخن و چه در نوشته) اعتبار ندارد .
شيخ مفيد رضوان الله تعالى عليه در كتاب الإرشاد مىنويسد:
فَلَمَّا أَفَاقَ صلي الله عليه وآله قَالَ بَعْضُهُمْ أَ لَا نَأْتِيكَ بِكَتِفٍ يَا رَسُولَ اللَّهِ وَدَوَاةٍ؟ فَقَالَ: أَ بَعْدَ الَّذِي قُلْتُمْ؟ لَا وَ لَكِنَّنِي أُوصِيكُمْ بِأَهْلِ بَيْتِي خَيْراً.
هنگامى كه دوباره حال رسول خدا صلى الله عليه وآله بهتر شد، برخى گفتند آيا اجازه مىدهيد تا دوات و شانه حاضر نمائيم؟ آن حضرت فرمود: آيا بعد از اين سخنى كه گفتيد؟ دوات و شانه نياوريد؛ ولى شما را سفارش مىكنم كه با اهل بيتم به نيكى رفتار كنيد.
لعنت الله علی القوم الظالمین
آجرك الله يا صاحب الزمان
ثواب این عمل قلیل را هدیه میکنم به روح عموی شهیدم ، شهيد موسي شعباني كه پس از 8 سال جنگ در جبهه های حق و تحمل مجروحیت های فراوان عاقبت در سال 1367 در منطقه پاسگاه زید در خاک عراق به مراد دلش رسید و در ذیل پرچم حضرت ابا عبدالله الحسین ، عباس گونه درحالی که دست را مشت کرده و به سمت آسمان برده بود با ذکر یا حسین مرغ روحش به دیدار حضرت محبوبش شتافت . اللهم الحقنی بالصالحین.امین.