تبليغاتX
اندكي صبر سحر نزديك است... - غروب جمعه

غروب جمعه      دلم گرفته

آقام نیومد     دلم گرفته

آخه تا کی صبر بکنم     صبرم تموم شد

مگه چقدر عمر می کنم  صبرم تموم شد

مگه آقا نگفتی که   یه جمعه میای

شاید یه وقت چون من بدم

آقا نمیای

اصلا آقا جون من بدم  بیا خوبم کن

اگه یه وقت آقا نیای  من خوب نمی شم

غروب جمعه

همه پریشون  از هم گریزون

دنبال جایی  که اشک بریزن

واسه غربت مهدی نه،آقا غریب نیست

واسه خودشون

دلم گرفته  آقام نیومد

خدایا تا کی آقام نیومد

همش میگم، ای دل من، آروم بگیر، این جمعه میاد

اما میگه جمعه شده

چرا نمی یاد؟؟؟

آقا غریبم،بیا غریب نوازی کن

آقای خوبم،این دلمو بازی نده

آقا ظهور کن

تا جمعه دیگه بیا د، خدا می دونه

که من باشم یا نباشم، خدا می دونه

خدا می دونه

غروب جمعه...

 

+ نوشته شده توسط امیر در شنبه هجدهم آذر 1385 و ساعت 16:11 |